بیست و دوم آذر یک ضفر - تاریخ: 1401/9/26 ساعت: 19:01
خوبم خستمسردرد های زمستونی اومده دنبالم...دیروز حالم خیلی بد بود تهوع و سردرد باهم دلم برای بابا مامان بردیا تنگ شده و صبحم با گریه شروع شد اخبار بد هر چقدر هم که ازشون فرار کنم مثل خوره روحمو میخوره کتاب جدید شروع کردم ... خیام و دروغ دلاویز نوشته هوشنگ معین زاده و با اختلاف خفن ترین کتابی هست که ت...
. - تاریخ: 1401/9/26 ساعت: 19:01
از صبح تا غروب تو خونه موندن داره بهم فشار میاره الان دقیقا دوست دارم یکی بیاد بگه چته و من زل بزنم تو چشاش بگم خوبم بعد فقط گریه کنم و بعدش بخوابم بگم ولی نمیخوام چیزای کوچیک انقدر حالمو بد کننمیخوام یه جوری بخوابم که بیدار میشم حالم خوب باشه هیچکاری نکردم از صبح قرار بود یه دوره ببینم با محمد بعد ...
۲۶ آذر - تاریخ: 1401/9/26 ساعت: 19:01
دیروز رفتیم سعد اباد با فاکتور گرفتن یه مسئله کوچیک خیلی خوش گذشت بازار سرپوشیده تجریشو دوست داشتم بیرون شام خوردیم برگشتیم خونه صبح رفتیم دبستان صبح رویش تو شوش میخوان بهشون کمک کنن از طرف شرکت محیطشو خیلی دوست داشتم خیلی فکر شده رو این مجموعه اومدم خونه یه ناهار کوچولو خوردم و مشغول شستن و پاک کرد...